داد. در كوجا (جنوب مرداب ونيز) پياده شد و راه را بر ونيزيان بست‌. ولي ونيزيان توانستند ناوگان جنوا را از تداركاتش محروم و آن را محاصره كنند (1381). اينك ونيز سلطان آدرياتيك‌، مديترانه و تجارت غربيان با مشرق زمين بود. ونيز براي حفظ اين امتيازات‌، در سال 1388 با تركان كه در آن هنگام‌، خطرناك‌ترين دشمن مسيحيان به شمار مي‌رفتند، پيماني بست‌. ونيزيان‌ گفتند ((ما نمي‌توانيم اجازه دهيم مسيحيت در كسب‌وكارمان مداخله كند))؛ و اگر هم چنين چيزي‌ نگفته باشند، فكرشان همين بود. ما نمي‌توانيم آنان را سرزنش كنيم چون بسياري از سياستمداران خودمان تا همين چند سال پيش‌، نشان دادند كه در همان پايه و مايه‌اند.
يكي از علل اصلي هرج و مرج و فلاكت وجود سربازان مزدور بود كه فرماندهان آنان را از ميان سركش‌ترين و پست‌ترين عناصر ملل مختلف استخدام مي‌كردند. شهرها و اميران در هنگام‌ نيازمندي آنان را به كار مي‌گرفتند و چون نيازشان برطرف مي‌شد، جوابشان مي‌كردند. در زمان‌ جنگ‌، چنين گروه‌هايي خطرناك‌تر از سپاهيان ديگر نبودند. گاه خطر كمتري هم داشتند، چون‌ وقتي گروه‌ها رودررو قرار مي‌گرفتند، رقابت يكساني داشتند و گاه فرماندهانشان ترجيح مي‌دادند به جاي جنگ‌، با طرف به معامله بپردازند. ولي در زمان صلح ميان دو جنگ‌، چون اين مزدوران‌ پولي دريافت نمي‌كردند، به غارت و راهزني روزگار مي‌گذراندند؛ روستاييان را مي‌چاپيدند، به‌ تاراج شهرها يا باج‌گرفتن از آنها مي‌پرداختند. شاهان‌، اميران‌، يا فرمان‌روايان‌، كه مزدوران را به‌ كار مي‌گرفتند، تا هنگامي كه آنان در جنگ‌ها پيروز مي‌شدند، مطابق قرارداد پول خوبي به آنها مي‌پرداختند، ولي همين‌كه ورق برمي‌گشت‌، ديگر از مزد خبري نبود و مزدوران خود با شيوه‌هاي ستمگرانه به كسب درآمد مشغول مي‌شدند. مزدوران از مدت‌ها پيش از آن به‌كار گرفته‌ مي‌شدند، ولي اين كار زشت در اواسط سده‌ٴ چهاردهم‌، به اوج خود رسيد. در فرانسه‌، اين امر در جريان هرج و مرج ناشي از جنگ‌هاي صدساله اوج گرفت‌؛ در ايتاليا و اسپانيا ناشي از كشمكش‌هاي رقابت‌آميز اميران و شهرها با يكديگر بود. در آغاز پادشاهي شارل پنجم (سلطنتش‌ 1364 ـ 1380)، گروه‌هاي مزدوران آزاد خرابي‌هاي بسيار به بار آوردند. ولي برتران دوگُكلّن‌ بسياريشان را گردآوري كرد و به ناحيه‌ٴ پيرنه فرستاد تا به انريكا تراستامارا در برابر پدروي ستمگر ياري كنند؛ يكي ديگر از فرماندهان فرانسوي به نام برنار دارمانياك سربازان مزبور را به ايتاليا برد و به اين شيوه‌، كشوري را به حساب كشور ديگر از بلاي سربازان مزدور نجات داد.
برجسته‌ترين سركرده‌ٴ مزدور1 اين عصر، سِرْ جان دو هاوكوود2 (وفات‌: 1394)، انگليسي از اهالي اسكس بود؛ فرماندهي نابغه‌، شيردل‌، چون روباه حيله‌گر، ولي بي‌رحم‌، بي‌مسلك و آماده‌


1. condottière عنوان فرماندهان مزدوري كه گروهي جنگجو در اختيار داشتند. ــ م‌.
2 .فرواسار (Froissart) كه غالباً از او سخن گفته‌، او را ژان آكود ناميده است‌. در ايتاليا وي را جوواني آكوتو مي‌ناميدند.